سفارش تبلیغ
صبا ویژن

کدام جمعه، دعا مستجاب خواهد شد؟

مسیح عاطفه پا در رکاب خواهد شد

کدام جمعه ز عطر بهشتیِ گل یاس

بهار، غرق شمیم گلاب خواهد شد؟


کدام جمعه شود بخت عاشقان، بیدار؟

و چشم فتنه‌ی عالم به خواب خواهد شد

کدام جمعه، خدایا! ز فیض گریه‌ی شوق

بهار و باغ و چمن، کام‌یاب خواهد شد؟

کدام جمعه ـ بگو «یـا محـوّل الاحوال»! ـ

در آسمان و زمین، انقلاب خواهد شد؟

جمالِ روشن آن ماهِ پشتِ پرده‌ی غیب

کدام جمعه، برون از حجاب خواهد شد؟

کدام جمعه به خورشید می‌خورد پیوند؟

و بعد از این همه ابر، آفتاب خواهد شد

هزار جمعه دعای فرج به لب داریم

کدام جمعه، دعا مستجاب خواهد شد؟






تاریخ : پنج شنبه 92/8/30 | 8:7 عصر | نویسنده : علی اکبر حق پسند ( افچنگی ) | نظرات ()

گم کرده ام نشان حرم رهنما کجاست 

 جا مانده ام ز قافله ها آشنا کجاست


 

بالم شکسته است زمین گیر مانده ام 

 بال و پری که پر بکشم با شما کجاست


 

پهن است دامن من مسکین و این امید 

 تا عابر قدیمی این جاده ها کجاست


 

تا سایه های یاسِ دلم رنگ غم گرفت 

 آن آفتاب روشن ماتم زدا کجاست


 

کشتی شکسته ایم به دریای انتظار 

 ساحل کجا، راه کجا، ناخدا کجاست


 

گفتم بیا که منتظرم با کنایه گفت 

 یاری که نیست قلب و زبانش جدا، کجاست


 

از راه، طالب دم مظلوم کی رسد 

آخر یگانه منتقم کربلا کجاست






تاریخ : پنج شنبه 92/8/30 | 8:6 عصر | نویسنده : علی اکبر حق پسند ( افچنگی ) | نظرات ()


ضریح جدید امام حسین (ع)

چرا برخلاف ضریح و مرقد امان دیگر، ضریح مرقد مطهر سیدالشهدا(ع) شش گوشه ساخته شده است.
در این باره روایت های گوناگونی وجود دارد. اما مجموع این روایت ها و آن چه نزدیک تر به منطق به نظر می رسد، آن چیزی است که شیخ مفید(ره) در کتاب «الارشادات» آورده است. او در بخشی از این کتاب نام 17 نفر از شهدای بنی هاشم در روزعاشورا را ذکر کرده و  نوشته است:«آنان پایین پای آن حضرت در یک قبر (گودی بزرگ) دفن شدند و هیچ اثری از قبر آنان نیست و فقط زائران با اشاره به زمین در طرف پای امام ـ علیه السّلام ـ آنان را زیارت می‌کنند و علی بن الحسین ـ علیهم السّلام ـ (علی اکبر) از جملة آنان است.برخی گفته‌اند: محل دفن علی اکبر نسبت به قبر امام حسین ـ علیه السّلام ـ نزدیک‌ترین محل است.»
در بعضی از روایات دیگر از جمله کتاب «کامل الزیارات» جعفر بن محمد قمی هم آمده است: «امام سجاد ـ علیه السّلام ـ (با قدرت امامت و ولایت) به کربلا آمد و بنی‌اسد را سرگردان یافت، چون که میان سرها و بدن‌ها جدایی افتاده بود و آنها راهی برای شناخت نداشتند، امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ از تصمیم خود برای دفن شهیدان خبر داد، آن گاه به جانب جسم پدر رفت، با وی معانقه کرد و با صدای بلند گریست، سپس به سویی رفت و با کنار زدن مقداری کمی خاک قبری آماده ظاهر شد، به تنهایی پدر را در قبر گذاشت و فرمود: با من کسی هست که مرا کمک کند و بعد از هموار کردن قبر، روی آن نوشت: «هذا قبر الحسین بن علی بن ابی طالب الّذی قتلوه عطشاناً غریباً»؛ این قبر حسین بن علی بن ابی طالب است، آن حسینی که او را با لب تشنه و غریبانه کشتند.
پس از فراغت از دفن پدر به سراغ عمویش عباس ـ علیه السّلام ـ رفت و آن بزرگوار را نیز به تنهایی به خاک سپرد. سپس به بنی‌اسد دستور داد تا دو حفره آماده کنند، در یکی از آنها بنی‌هاشم و در دیگری سایر شهیدان را به خاک سپردند، نزدیک‌ترین شهیدان به امام حسین ـ علیه السّلام ـ فرزندش علی اکبر ـ علیه السّلام ـ است؛ امام صادق ـ علیه السّلام ـ در اینباره به عبدالله بن حمّاد بصری فرموده است: امام حسین ـ علیه السّلام ـ را غریبانه کشتند، بر او می‌گرید کسی که او را زیارت کند غمگین می‌شود و کسی که نمی‌تواند او را زیارت کند دلش می‌سوزد برای کسی که قبر پسرش را در پایین پایش مشاهده کند.
بنابراین به نظر می رسد گوشه های اضافی ضریح مطهر امام حسین(ع) محل دفن پسر بزرگ ایشان یعنی حضرت علی اکبر(ع) باشد و محل دفن  نوزاد شش ماهه اباعبدالله الحسین(ع) یعنی علی اصغر(ع) نیز روی سینه پیکر مطهر امام حسین(ع) باشد.






تاریخ : چهارشنبه 92/8/29 | 11:1 صبح | نویسنده : علی اکبر حق پسند ( افچنگی ) | نظرات ()




دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را..

در انحصار قطره های اشک نبینم،

و تو برایم دعا کن ابر
چشم هایم همیشه برای تو ببارد.

دعا می کنم که لبانت را فقط در
غنچه های لبخند ببینم،

و تو برایم
دعا کن که هر گز بی تو نخندم ...






تاریخ : چهارشنبه 92/8/29 | 10:47 صبح | نویسنده : علی اکبر حق پسند ( افچنگی ) | نظرات ()



بخوان بنام خدایی که خواند تو را بنام من


حالم خوب است
خوب خوب خوب
ارضاء شدم از عشقت
با دل و جان نفس میکشم چون میدانم هوای شهر را در ریه های توست
هی تو!!!مخاطب خاص نوشته هایم
باتوام!!!
عشق را امروز مزه مزه کردی؟
آنگاه که چشمانم خیس بود !!!!مرا دیدی؟
وقتی لابلای تمام سخنانت جستجو میکردم حسش کردم....بلعیدمش!!
میبینی بزرگترها راست میگفتند
همیشه قصه ، قصه ی دو نفر بود که عاشق هم بودند
شیرین و فرهاد،لیلی و مجنون،رمنو و ژولیت، پرنسس و شاهزاده
اما انگار یک جای کار میلنگد
دروغ بود، هیچ کس به ما نگفت
عاشق نمیتواند تنها ان مرد شاهزاده ی قصه ها باشد که با اسب سفید می اید
ولی معشوق درست مثل قصه ها بود
پرنسسی زیبا با موهای بلند
میبینی شباهت قصه ی ما را به داستانها؟
فهمیدی اشتباه بود آن قصه ها
اشتباه بود شخصیت شاهزاده
او نه فرهاد بود نه ژولیت و نه پسر پادشاه
هیچ کدام نبود
او دخترکی بود که عاشق شده بود....
عاشق پرنسس قصه ی خودش






تاریخ : چهارشنبه 92/8/29 | 10:46 صبح | نویسنده : علی اکبر حق پسند ( افچنگی ) | نظرات ()
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.