در آخرین لحظات، در فکر هدایت - افـچـــنگ دیـار اهل دل ... دیـار دلــداران
درباره وب

به دیار اهل دل ، دیار دلداران خوش آمدید و امید برآنکه لحظات خوبی رادر این وبلاگ داشته باشید
لینک دوستان
ذکر ایام هفته
برچسب‌ها وب
عشق (47)
عکس (37)
خدا (22)
دل (11)
طنز (10)
ماه (10)
دعا (9)
فضا (6)
شعر (6)
جنگ (6)
9 دی (5)
گل (5)
دوا (4)
ذکر (4)
خوب (3)
رای (3)
شفا (3)
عید (3)
یاد (3)
همت (2)
نور (2)
یار (2)
غذا (2)
عمل (2)
علم (2)
غم (2)
مرگ (2)
سخن (2)
شب (2)
رزق (2)
رجب (2)
راز (2)
پیر (2)
پند (2)
ترس (2)
خون (2)
پدر (2)
اثر (1)
آقا (1)
sund (1)
بلا (1)
بدن (1)
برگ (1)
لینک های مفید

عمرو بن اسحاق که یکی از اصحاب حضرت ابومحمّد امام حسن مجتبی صلوات الله و سلامه علیه می باشد، حکایت می کند:
روزی من به همراه یکی از دوستانم جهت عیادت آن حضرت به محضر شریف ایشان شرفیاب گشتیم.
و چون اندک زمانی نشستیم، جویای حال و احوال آن امام مظلوم علیه السلام شدیم، که حضرت به من خطاب نمود و فرمود:
یا ابن اسحاق! آنچه نیاز داری سؤال کن؟
عرض کردم: یاابن رسول الله! حال شما مساعد نیست، هرگاه نقاهت شما برطرف شد و سلامتی خود را باز یافتی مسائل خود را مطرح می نمائیم.
در همین موقع حضرت از جای خود برخاست و جهت رفع حاجت از اتاق خارج گشت و پس از گذشت لحظاتی که مراجعت نمود؛ فرمود: پیش از آن که مرا از دست بدهی، آنچه می خواهی سؤال کن.
گفتم: ان شاء الله پس از آن که عافیت و سلامتی خود را باز یافتی، اگر سؤالی داشتم به عرض عالی می رسانم.
در این هنگام حضرت فرمود: دشمنان چندین مرتبه مرا زهر خورانیده اند؛ لیکن این بار به جهت شدّت زهر جگرم متلاشی شده است و دیگر مرا گریزی از مرگ نیست.
عمرو بن اسحاق گوید: ناگاه حال حضرت وخیم گشت؛ و لخته های خون قی و استفراغ می نمود؛ و من دیگر نتوانستم بنشینم، لذا مرخّص شدم تا آن حضرت اندکی بیارامد.
فردای آن روز دوباره جهت ملاقات و دیدار به حضور آن امام مظلوم شرفیاب شدم؛ و دیدم که حضرت سخت به خود می پیچد و می نالد و حسین علیه السلام بر بالین بسترش غمگین و افسرده حال نشسته بود و اظهار داشت: برادرم! چه کسی با تو چنین کرد؟
امام حسن مجتبی سلام الله علیه با سختی لب به سخن گشود؛ و در جواب فرمود: آیا می خواهی از قاتل من انتقام بگیری و قصاصش کنی؟
برادرش حسین علیه السلام، پاسخ داد: بلی.
امام مجتبی سلام الله علیه فرمود: خداوند متعال از همه خلایق قوی تر و عالم تر است؛ و من دوست ندارم که به خاطر من، شخصی کشته گردد و خونی بر زمین ریخته شود.[1] .

پی نوشت ها:
[1] مدینة المعاجز: ج 3، ص 375، ح 934، کشف الغمّة: ج 1، ص 584.




تاریخ : دوشنبه 92/8/6 | 10:5 صبح | نویسنده : علی اکبر حق پسند | نظر