تاریخ : سه شنبه 94/10/22 | 3:53 عصر | نویسنده : علی اکبر حق پسند ( افچنگی ) | نظرات ()



برچسب‌ها: ترسفقرازدواج

تاریخ : سه شنبه 94/10/22 | 3:49 عصر | نویسنده : علی اکبر حق پسند ( افچنگی ) | نظرات ()

 

«هر وقت که بخوام می رم خونه، تا هرقت که لازم باشه سر کار می مونم. تصمیم گرفتم دوباره ادامه تحصیل بدم. برای تعطیلات خودم تصمیم می گیرم که کجا برم مسافرت. روز جمعه بدون تحمل غرغر هیچ کس تا ظهر می خوابم. به این می گن زندگی. این همه آدم که ازدواج کردند چی شد؟ کارشون به دعوا و جدایی کشید. چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟»

این ها حرف هایی بود که برادرم در جواب سوال من که بالاخره کی می خوای زندگیت رو سر و سامان بدی؟ گفت. حرف های یک جوان که ممکن است حرف های شما هم باشد!

این روزها دو دسته افراد از ازدواج محرومند، آنها که به خاطر مشکلات اقتصادی نمی توانند اقدام کنند و آنها که اتفاقا همه شرایط را دارند اما احساس نیازی برای تشکیل خانواده ندارند. برطرف کردن موانع ازدواج و حل مشکلات اقتصادی بحثی است که در این مقاله نمی گنجد اما برویم سراغ گروه دوم یعنی مجردهای فراری از ازدواج. در کشور ما اول ذی الحجه را روز ازدواج نامیده اند و این نامگذاری به بهانه زیبای یک پیوند آسمانی ، حضرت علی (ع) و حضرت زهرا(س) است. این حسن تعلیل خود نشانه این است که ازدواج نمی تواند تنها یک امر زمینی باشد اگر ما آنرا زمینی کرده ایم، مقصر خودمان هستیم نه فرهنگ و سنت به این زیبایی!

 

بگذارید با هم چند سال آینده تان را مروری بکنیم

به زندگی راحت و بی قید و شرط تان ادامه می دهید. می توانید آزادانه درس بخوانید و کار کنید. حالا یک مدرک دکترای زیبا دارید و سال هاست در شغل تان موفق بوده اید. بالاخره نوبت بازنشستگی رسیده. یک خانه اما خالی، یک ماشین اما بدون سر نشین و شاید یک حساب بانکی خوب منتطرتان است. موهای تان سفید شده و کم کم جوانی برای تان یک رویای دوردست می شود و خیلی از چیزهایی که برای داشتنش تلاش کردید، دیگر خواستنی نیست. روی کاناپه مقابل تلویزیون می نشینید و کانال ها را عوض می کنید.برای آرام کردن خودتان می گویید: خدا را شکر که بچه ای نیست که دغدغه مشکلات او آزارم دهد. کسی که از من پول بخواهد و نگران خودش و زندگی اش باشم. چقدر خوشبختم که زن دارم نه بچه !نه غم دارم نه غصه!

ازدواج پیوند دو روح است که البته نیازهای جسمانی شان را هم برآورده می کند، اگر به موقع و با روش مناسب انتخاب شود، می تواند ضامن خوشبختی باشد

اما من یقین دارم آن زمان دلتان می خواهد یک همدم مهربان که سال ها کنار هم سختی ها و خوشی ها را دوره کرده اید با سینی چای از آشپزخانه بیاید و به شما یادآوری کند که فردا وقت دکتر دارید. کنارتان بنشیند و با هم صحبت کنید. از بچه ها بگویید. یکی از نوه های تان بیمار است و دل تان برایش شور می زند. آن یکی فرزندتان ازدواج کرده و امروز خبر داده که به زودی باز هم صاحب نوه می شوید.آن یکی فرزندتان در شهر دور درس می خواند و قرار است این آخر هفته به دیدن تان بیاید و حسابی از این خبر خوشحالید.

شما باز نشسته شده اید اما هنوز احساس زندگی می کنید چون یک خانواده دارید.خانواده خوب و مهربانی که بزرگ ترین شانس زندگی هر کسی است.البته اگر زن و شوهر بار خاطر باشند نه یار شاطر و اگر فرزندان در محیط خانواده ناآرام درست تربیت نشوند، نمی شود چنین رویایی را محقق ساخت. همان بزرگی که گفتند: ازدواج نیمی از دین است. در جای دیگری هم گفتند:مومن پس از تقوای الهی،بهره ای برتر از همسر شایسته نبرده است.(سنن ابن ماجه، ج 1) و همان بزرگوار همچون امشبی دست دخترشان را در دستان حضرت علی( ع) می گذارند، با یک مراسم ساده و یک جهاز ساده.

ازدواج پیوند دو روح است که البته نیازهای جسمانی شان را هم برآورده می کند، اگر به موقع و با روش مناسب انتخاب شود، می تواند ضامن خوشبختی باشد. چیزی که این روزها دادگاه های خانواده را شلوغ کرده است، کم تحملی افراد و زیاده خواهی است. عشق میوه زمان است اما جوان ها انتظار دارند یک شبه در زندگی شان ایجاد شود.

 

ازدواج ترسناک نیست و فواید زیادی دارد مثل:

_ تنها راه صحیح رفع نیاز جنسی

_ رسیدن به آرامش

_ برطرف شدن نیاز به داشتن یک همدم و همراه

_بیشتر شدن حس مسئولیت پذیری

_داشتن فرزند

و...

اگر هنوز در مورد ازدواج کردن، تردید دارید با این سخن از امام صادق (ع) مطلب را تمام می کنیم و امیدواریم که کمی بیشتر در این مورد فکر کنید:

مردان و زنان بی همسر را همسر دهید، زیرا با این کار خدامند متعال اخلاق انان را نیکو می گرداند و روزی های شان را گشایش می بخشد و بر مروت آنان می افزاید. (الجعفریات / ص91)

قرار نیست خوشبختی از آسمان به دامن شما بیافتد اما با یک شریک همراه ساده تر می توان به خوش بختی رسید. با توکل بر خدا، ازدواج کنید و خوشبخت باشید.

 

متین سیفی

بخش کلوب ازدواج تبیان

 



برچسب‌ها: مجردیازدواجمجرد

تاریخ : چهارشنبه 93/7/9 | 9:11 صبح | نویسنده : علی اکبر حق پسند ( افچنگی ) | نظرات ()

 

کسی که می‌تواند برای روزگارش معنایی بیابد و هدف تعیین کند، هوش معنوی مناسبی دارد. میل به تعالی و اتصال با بیکرانگی و توان پاسخ دادن به سوال‌های اساسی زندگی از مولفه‌های هوش معنوی است. این هوش خاص انسان است که دو روانشناس به نام های زوهار و مارشال آن را کشف کردند و روی آن اسم هوش نهایی را گذاشتند. هوشی که برای حل مسائل مفهومی و ارزشی استفاده می شود. هوش معنوی زمینه تمام آن چیزهایی است که ما به آنها اعتقاد و باور داریم. سوال های جدی در مورد اینکه از کجا آمده ایم، به کجا می رویم و هدف اصلی زندگی چیست، از نمودهای هوش معنوی است.

مثلا پرستاری که در برابر بیماری که به بیمارستان و حتی او بد و بیراه می‌گوید، عصبانی نمی‌شود و صبوری می‌کند، از هوش هیجانی بالا برخوردار است اما پرستاری که بیماری که به روزگار بد و بیراه می‌گوید آرام می‌کند، از هوش معنوی بالا بهره‌مند است. کسی که از نظر معنوی هوشمند است، کل‌نگر است و می‌تواند در عین حال که لحظات را پاس می‌دارد، جایگاه خودش را در بیکرانگی جهان پیدا کند. هوش منطقی بسیار را در رایانه‌ها هم می‌توان سراغ گرفت. برخی حیوانات، درجاتی از هوش عاطفی دارند. هوش معنوی اما، انگار به طرزی یکه و ممتاز مخصوص آدمی است.

 

هوش معنوی به چه درد می خورد؟

این هوش برای کارکرد اثربخش هوش عقلانی و هوش عاطفی ضرورت دارد. در واقع هوش عقلانی دروازه ورود فرد برای کسب موفقیت در رشته تحصیلی مورد علاقه اش است، اما آنچه او را در زمره بهترین ها در شغل و حرفه او قرار می دهد، هوش عاطفی است.بهره مندی از حداقل هوش عاطفی آغاز راه سفر به سوی معنویت، خودآگاهی و هوش معنوی است که خود موجب تقویت هوش عاطفی می شود. از طرف دیگر هوش عاطفی نیز می تواند در رشد و ارتقای هوش معنوی موثر باشد. دو هوش عاطفی و هوش معنوی تاثیری مستقیم و مثبت بر یکدیگر دارند. رشد و توسعه هر یک باعث پرورش و توسعه دیگری می شود.

هوش معنوی جنبه های مختلفی از آگاهی و زندگی ذهنی و روحی درونی فرد را با زندگی و کار بیرونی متصل و یکپارچه می کند و نوعی آگاهی درباره تمامیت جهان به شکلی کلی به فرد می دهد. هوش معنوی توانایی رفتار کردن با دلسوزی و دانایی در حین آرامش درونی و بیرونی، صرفنظر از پیشامدها و رویدادهاست. افراد با هوش معنوی بالا در حین قضاوت، توانایی منصفانه و دلسوزانه رفتار کردن را دارند.

در یک زندگی مشترک، هوش معنوی ما را قادر می سازد همه چیز را آنطور که هستند ببینیم و بزرگترین فشارها را تحمل کنیم

هوش معنوی و ازدواج

در یک زندگی مشترک، هوش معنوی ما را قادر می سازد همه چیز را آنطور که هستند ببینیم و بزرگترین فشارها را تحمل کنیم. افراد با هوش معنوی، ظرفیت تعالی داشته و تمایل بالایی نسبت به هشیاری دارند. از یک حقیقت غایی که ایجاد احساس یگانگی و وحدت می کند، آگاهی دارند و حضور الهی را در فعالیت های عادی تشخیص می دهند. در واقع چنین فردی، تک تک رفتارهای خود را در زندگی مشترک بر اساس الهیات بنا می کند. او صرفا فردی مذهبی نیست. بلکه فردی است که فلسفه دین و زندگی را می فهمد و در زندگی اش رعایت می کند. چه در رفتار با همسر، چه در مواجهه با مشکلات زندگی مشترک و چه در حل و فصل اختلافات زناشویی.افرادی که ذاتا مذهبی هستند راحت تر می توانند با استرس ها برخورد کنند و بیش از سایرین بر بحران های روحی و مشکلات غلبه کنند. افراد دارای هوش معنوی، در واقع تسلط بیشتری بر اوضاع دارند و کمتر خود را در مقابل دشواری های زندگی می بازند.

خیرخواهی عملی و معنوی؛ خردمندی؛ فضیلت و انسانیت؛ دلسوزی و بخشش؛ وقار و تعهد؛ زندگی با شوق؛ عشق، فداکاری و شفقت؛ ایمان و ایثار؛ و راحت بودن در تنهایی بدون احساس تنهایی و... هم از دیگر خصوصیات افراد دارای هوش معنوی بالا هستند. آنها انعطاف پذیرند، کمتر شکایت می کنند، شناخت بهتری نسبت به خود دارند بنابراین انتخاب های ازدواجشان صحیح تر است. توانایی بیشتری در کنترل خود دارند و این به خودی خود جلوی بسیاری از آسیب های رابطه را می گیرد. روانشناسان می گویند بروز کامل عشق در شخصیت و توانایی برای شاد زیستن در افرادی که هوش معنوی بالاتری دارند بیشتر دیده می شوند.

 

تکلیف شان مشخص است

افراد با هوش معنوی کسانی هستند که می دانند «چرا» انجام می دهند و «چه چیزی» را انجام می دهند. آنها دیگران را به خاطر چیزی سرزنش نمی کنند و همواره مسئولیت بخشش خود و عملکردهایشان را می پذیرند.آنها اهل کار هستند چون کار را مکانی برای خلاقیت، اعتماد به نفس و یادگیری، جایی که پول و پاداش، ثانویه است، می دانند. آنها همسر و اقوام را انسان هایی با قوت، ضعف، نگرانی، نیازها و خواسته های خودشان در نظر می گیرند و برایشان بخشندگی و درک متقابل در اولویت قرار دارد.آنها از زندگی مادی دست نمی کشند بلکه خواهان ایجاد تعادلی در زندگی مادی همسو با اهداف متعالی و معنوی خود هستند.

یک همسر دارای هوش معنوی بالا، به جای کنترل، اعتماد می کند و به جای مطرح کردن خود، فروتنی نشان می دهد. او در انتخاب همسر بر ارزش های اخلاقی مثل صداقت، درستی، آزادی و عدالت تاکید دارد و تعهدی که به همسرش احساس می کند، به دلیل درستکاری او است نه از ترس خیانت دیدن از همسرش.

 

فراوری: فاطمه ایمانی

بخش کلوب ازدواج تبیان


برگرفته از: سلامت، موفقیت



برچسب‌ها: ازدواجمعنوی

تاریخ : چهارشنبه 93/7/9 | 9:6 صبح | نویسنده : علی اکبر حق پسند ( افچنگی ) | نظرات ()



"اگر قسمت باشد می‌شود و اگر نباشد نمی‌شود" این جمله را بارها و بارها شاید شنیده باشید و برداشتی از آن در ذهن‌تان جا گرفته باشد و در بسیاری از امور از آن برداشت در تصمیمات‌تان استفاده کرده باشید. قطعا نقش قسمت و تقدیر الهی را نمی‌توان در زندگی انکار کرد ولی تفسیر و نوع نگاه ما به مقدرات الهی از اهمیت بالایی برخوردار است. این‌گونه نیست که قسمت و تقدیر هر فرد، موجب سلب اختیارات او باشد و اختیارات او تاثیری در تقدیری که برای او رقم زده خواهد شد، نداشته باشد؛ ولی همه آثار اعمال و اتفاقاتی که اطراف انسان رخ می‌دهد را هم نمی‌توان به اختیار فرد نسبت داد.

اختیارات هر فرد در طول اراده الهی قرار دارد و تا خدا نخواهد اراده انسان به تنهایی کار ساز نیست. حال با توجه به این مطلب باید گفت قسمت هر فرد، آن نتیجه‌ایی است که در انتهای کار که تمام مراحل عمل (تحقیق، مشورت، ارزیابی و نتیجه گیری) را طی کرده و متوکل بر آستان الهی شده، حاصل می‌شود. پس شاید بتوان در چند کلمه مطلب را خلاصه کرد و گفت: تقدیر، مجموع طولیِ ارداهِ فرد، به همراه توکل او نسبت به خدا و  اِعمال مصالح و مفاسد کار از جانب خداست، تا این‌که آن اتفاق به وقوع بپیوندد یا نپیوندد.

شهید مطهری درباره اتفاقاتی که اختیار انسان در آن دخیل است، در کتاب عدل الهی می‌نویسد:«همان‌طوری که هیچ حادثه طبیعی بدون علت طبیعی رخ نمی‌دهد، افعال اختیاری انسان‌ها نیز بدون اراده و اختیار انسان رخ نمی‌دهند، قانون خدا در مورد انسان این است که آدمی دارای اراده و قدرت و اختیار باشد و کارهای نیک یا بد را خود انتخاب کند. اختیار و انتخاب مقوم وجودی انسان است؛ انسان غیر مختار محال است؛ یعنی این که فرض شده انسان است و غیرمختار، فقط فرض است نه حقیقت»[1]

ازدواج هم جزء اتفاقاتی است که اختیار انسان در آن دخیل است و دقیقا همین مراحل را باید طی کند. فرد باید در جریان ازدواج کورکورانه وارد نشود و همه اتفاقات در ازدواج را، به خدا نسبت ندهد و اگر خدای ناکرده مشکلی در ازدواج رخ داد، آن را به حساب خدا نگذارد؛ البته ما نمی‌خواهیم بگوییم که در جریان ازدواج هیچ چیزی جز اختیار و اراده انسان تاثیر ندارد؛ بلکه شکی نیست که در جهان هیچ چیزی بدون خواست و اراده الهی محقق نخواهد شد و ازدواج هم از جمله این امور است که از تحت مشیت و خواست خداودند تبارک‌وتعالی خارج نمی‌باشد.

با توجه به این تعریفی که ارائه شد دیگر جایی برای این سخن باقی نمی‌ماند که کسی بگوید، همه چیز در جریان ازدواج از قبل مشخص شده است و آن پسر، قسمت فلان دختر و آن دختر، قسمت فلان پسر می‌باشد و همه منتظر قسمت باشند و دست روی دست بگذارند و اقدامات اساسی در این زمینه انجام ندهند. بالاترین دلیل بر دخالت داشتن اختیار در جریان خواستگاری، روایات متعددی است که در آن معیارهای انتخاب همسر ذکر شده است  که از جمله آن می‌توان به روایتی از امام صادق علیه‌السلام اشاره کرد که ایشان می‌فرمایند:«اِنَّما المَرائةُ قلادهٌ فَانظُر مَاتَتَقَلَّد؛[2] زن به منزله گردنبندی است که به گردن می افکنی، سپس مراقب باش که چه چیزی را به گردن می افکنی.»

این توصیه از جانب پیشوایان دینی ما، در جای جای سخنان گهربارشان وجود دارد که در انتخاب همسر نهایت دقت را به کار ببریم  و با چشمان بسته اقدام به ازدواج نکنیم، چرا که ازدواج یک موضوع حیاتی است و برای هر کس به طور طبیعی در طول زندگی‌اش فقط یک بار این فرصت پیش می‌آید. ازدواج بسان انتخاب یک وسیله برای زندگی نیست که انسان اگر روزی آن وسیله را نخواست بتواند به راحتی آن را کنار بگذارد و یا آن را تعویض کند بلکه با ازدواج، دختر و پسر می‌خواهند برای خود شریکی در زندگی انتخاب کنند؛ شریکی که تا پایان عمر اورا در سختی‌ها وراحتی‌ها همراهی کند و برای او فرزند صالح تربیت کند و در صورت خوب بودن برای او آبرو باشد و در صورت بد بودن، با سازگاری با او بر مقامات دنیوی و اخروی خود بیافزاید. امام صادق علیه‌السلام در ادامه همان حدیث می‌فرمایند: «لَیسَ لِلمرأةِ خَطَرٌ، لا لِصالِحَتِهِنَّ و لا لِطالِحَتِهِنَّ: و أمّا صالِحَتُهُنَّ فَلَیسَ خَطَرُها الذَّهَبَ و الفِضَّةَ هِی خَیرٌ مِنَ الذَّهَبِ و الفِضَّةِ، و أمّا طالِحَتُهُنَّ فَلَیسَ خَطَرُها التُّرابَ، التُّرابُ خَیرٌ مِنها [3]. برای زن ارزش و بهایی نمی‌توان تعیین کرد، نه برای خوب آن‌ها و نه برای بدشان. زن خوب، ارزشش طلا و نقره نیست؛ بلکه از طلا و نقره هم بهتر و ارزشمندتر است و زن بد، ارزشش خاک نیست؛ بلکه خاک هم از او ارزشمندتر است.»

با توجه به این مطالبی که گفته شد، دختر و پسر نباید به انتظار باز شدن بخت‌شان در زمینه ازدواج بنشیند بلکه باید شرایط را برای یک انتخاب آگاهانه، مهیا سازند و در این زمینه از هیچ‌گونه تعقل و استفاده از تجارب بزرگ‌ترها مضایقه نکند.

در اینجا ذکر نکته‌‍ایی لازم است که در بین افرادی که به قسمت و تقدیر، بدون توجه به تلاش برای یک انتخاب آگاهانه، اعتقاد دارند، دیده می‌شود که یکی از راه‌های رسیدن به قسمت را استخاره می‌دانند؛ استخاره‌ایی که گاها در اول کار و بدون هیچ‌گونه تحقیقی، از جانب والدین و یا خود جوان انجام می‌شود و برای ازدواج، معیار و ملاک قرار داده می‌شود. در این‌جا ذکر نکاتی چند در باب استخاره لازم و ضروری می‌باشد.

نکاتی در مورد استخاره:

1.استخاره پس از گذراندن مراحل تفکر، بررسی تحقیقات و مشورت، و در صورت قرار گرفتن در تردید باید انجام شود.
2.جایگاه استخاره در صورت تردید نسبت به جنبه مثبت و منفی خواستگار است؛ نه صرفا تردید نسبت به جنبه‌های مثبت او، بدون این‌که جنبه منفی داشته باشد.

3.توجه داشته باشید که تقید غیر منطقی و بیش از حد به استخاره، در بسیاری از مواقع فرصت‌های خوب را از بین می‌برد.

-------------------------------------

پی‌نوشت:

1.مرتضی مطهری، عدل الهی، چاپ سوم، تهران، صدرا، 1367، ص 134 ـ 135

2.معانی الأخبار،ج1، ص144

3.معانی الأخبار،ج1، ص144

رهروان ولایت



برچسب‌ها: ازدواج

تاریخ : شنبه 93/5/11 | 9:8 صبح | نویسنده : علی اکبر حق پسند ( افچنگی ) | نظرات ()
.: Weblog Themes By Bia2skin :.