سلسله موی دوست حلقه دام بلاست ----- هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست

گر بزنندم به تیغ، در نظرش بی دریغ ----- دیدن او یک نظر صد چو منش خونبهاست

گر برود جان ما، در طلب وصل دوست ----- حیف نباشد که دوست، دوستتر از جان ماست

دعوی عشاق را، شرع نخواهد بیان ----- گونه زردش دلیل ناله زارش گواست

مایه پرهیزگار، قوت صبر است و عقل ----- عقل گرفتار عشق، صبر زبون هواست

دلشده پای بند، گردن جان در کمند ----- زَهره گفتار نه، کین چه سبب وان چراست؟

مالک مُلک وجود، حاکم ردّ و قبول ----- هرچه کند جور نیست ور تو بنالی جاست

تیغ برآر از نیام، زَهر برافکن به جام ----- کز قِبَلِ ما قبول، وز طرف ما رضاست

گر بنوازی بلطف، ور بگذاری بقهر ----- حکم تو بر من روان، زجر تو بر من رواست

هرکه به جور رقیب، یا به جفای حبیب ----- عهد فراموش کند، مدعی بی وفاست

سعدی از اخلاق دوست، هر چه برآید نکوست ----- گو همه دشنام گو کز لب شیرین دعاست



برچسب‌ها: سلسلهمویدوستسعدیدام

تاریخ : پنج شنبه 93/4/19 | 9:56 صبح | نویسنده : علی اکبر حق پسند ( افچنگی ) | نظرات ()


.: Weblog Themes By Bia2skin :.